هر حکم یا قاعده ای که عبدبها ابداء می کرد و اعضاء نیز از
سر جهل آن را مقدس می پنداشتند، چیزی جز در راستای منافع وی نبود. برای نمونه، چون
عبدبها فرزند بزرگ بها بود اذعان می کرد که در دولت های مترقی جمیع دارایی های پدر
به فرزند بزرگتر می رسد و سایر فرزندان از ارث محروم می گردند.
هر حکم یا قاعده ای که عبدبها ابداء می کرد و اعضاء نیز از
سر جهل آن را مقدس می پنداشتند، چیزی جز در راستای منافع وی نبود. برای نمونه، چون
عبدبها فرزند بزرگ بها بود اذعان می کرد که در دولت های مترقی جمیع دارایی های پدر
به فرزند بزرگتر می رسد و سایر فرزندان از ارث محروم می گردند.
سردمداران فرقه ها همواره قواعد و قوانینی را وضع می کردند
که حافظ منافع شان باشد و از این رو منشاء تمام دستورات این طیف، خودخواهی است. در
فرقه ضاله بهائیت این گونه رفتارها چنان برجسته است که مهره های جریان از کتمان آن
عاجز گردیده و تا آنجا پیش رفته اند که از تابعان خود خواسته اند، از خواندن
نقدهای فرقه اجتناب نمایند.
در بهائیت مسئله حفظ منفعت و ریاست بر مشتی عوام چنان جدی
بود که سرکردگان آن مانند یحیی صبح ازل و حسینعلی نوری قصد جان یکدیگر را می کردند
چنانچه طبق نوشته های خود بهائیان، نوری توسط برادر خویش توسط سم، مسموم گردید.
بعد از بها نیز این رویه در فرزند او یعنی عبدبها به گونه
افراطی وجود داشت و او چنان به حفظ منفعت و ریاست جریان تعلق خاطر داشت که با سایر
برادران و خواهران خود تا مرتبه نزاع های شدید پیش رفت.در حقیقت، هر حکم یا قاعده
ای که عبدبها ابداء می کرد و اعضاء نیز از سر جهل آن را مقدس می پنداشتند، چیزی جز
در راستای منافع وی نبود. برای نمونه، چون عبدبها فرزند بزرگ بها بود اذعان می کرد
که
برچسب:
نویسنده: مریم باقری